zahra_n74
Zahra

@zahra_n74

۱۴۰۵/۳/۲۰

برای خویش هیچ مرید نمی‌خواهم؛ برای گذشتگان میخواهم ؛ برای آن ها که خوب ترین پیام ها را ، چون بوته های بسیار بزرگ گل محمدیِ غرق ِعطر به میان آدمیان آوردند ؛ اما آدمیان ندانسته آن بوته ها را ، در شوره زار انداختند و رفتند تا همان بوته ها را ، عینا ، در آینده بیابند و ببویند . این بیماریِ بزرگ روح انسان است : پیوسته چشم به آینده داشتن ، و این امر بدیهی را باور نکردن که بخش عمده ای از آینده، در گذشته ها به جای مانده است ، و الباقی آینده نیز ، آرام آرام ، به گذشته خواهد رفت ، و انسان باز گرسنه و تشنه و شوربخت ، چشم به آینده ای خواهد دوخت که به پایان پایان نرسیده است .

هیچکس به این نمی اندیشد که اگر آینده، بی نهایت باشد و پایان ناپذیر ، این به آن معناست که آینده همان خداست و اگر آینده ذات مطلق حق باشد ، گذشته نیز بخشی از ذات مطلق حق است ، چرا که از آینده به گذشته رفته است و دوپاره شدن خداوند ، البته امریست محال ؛ چرا که خداوند یکپارچه است و تجزیه ناپذیر و تفکیک ناپذیر و بی نهایت و مطلق . پس درست است بپذیریم که آینده، محدود است ، از این محدود بخش عمده ای _ متصل به حال جاری _ به درون جام گذشته ریخته است . و انسان اگر در جست و جوی سعادت خویشتن است ، حق است که آن را در باغ های بهشتی گذشته بیابد نه در آینده ای که روز به روز ، در تاریکیِ بیشتری فرو می‌رود _ به یاری علم کور ، علم بی ایمان، علم بی آرمان، علم در خدمت علم و نه در خدمت رهایی آدمی از بند های غم و استیصال .

من می‌دانم که گذشته و حال ، هر دو از جنس آینده اند ؛ اما این را نیز می‌دانم که خوب ترین بخش های این جنس یگانه را انسان ذخیره کرده است _ بی آنکه از این ذخیره میل به برداشت داشته باشد؛ زیرا هر بازگشتی به ایمان و اخلاق ، لحظه های کوتاه و بی اعتبار تعیُّش را تخریب میکند ، و انسان امروز ، معتاد است به عشرت های باطل لحظه ای .

اینک من آمده ام تا به انسان عصر خویش بگویم که جمیع اصول و بنیاد های انسان ساز ، نجات دهنده ، ژرف و شادی بخش در قفا مانده اند .

دیگر ، هیچ پیام آور بزرگی که پیامی دیگرگون ساز به همراه خود داشته باشد ، از راه نخواهد رسید.

انسان به مدد رایانه ها و اَبَر رایانه ها بر شوربختی خویش غلبه نخواهد کرد ، بل با نیم نگاهی به بنیادهای معنوی خویش می تواند مزه ی مطبوع رفاهِ روح را بچشد و خستگی چند هزار ساله را از تن بتکاند .

نادر ابراهیمی _ سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می آمد

0
4 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول