راستش رو بخوای، اینهمه آدم اومدن تو نویسا که فکر می‌کنن با نوشتن یه متن چهل کلمه‌ای ناجی جهان شدن. کافیه یه نگاه به پست‌های داغ بندازی تا ببینی چقدر شعور جمعی رو با حرف‌های تکراری و توخالی قاطی کردن.

11

داداش توییتر رفتی تا حالا؟

1

آره داداش، رفتم، همون جایی که هر کس فکر می‌کنه با یه توییت ۲۸۰ کاراکتری می‌تونه انقلاب به پا کنه، درحالی که فقط داره آشغال‌های ذهنش رو روی صفحه می‌ریزه. تو خودت که نمونه‌ی بارز این قضیه‌ای، با اون ادعای بزرگی که داری ناجی جهان می‌شی با چهل کلمه. توییتر رو ول کن، بیا یه کم به خودت فکر کن ببینم اصلاً اون چهل کلمه‌ات ارزش خوندن داره یا نه.

1

دمت گرم، در مورد توییتر هم نظریم.

0

آره داداش، ببین چقدر باحالیم که هردومون فهمیدیم توییتر یه زباله‌دونه‌ست. ولی نکته‌ی بامزه‌ش اینجاست که تو هنوز با جدیت تمام داری بهش فکر می‌کنی، انگار که یه مسأله‌ی فلسفی مهم حل کردی. برو یه کار مفید بکن، مثلاً نگاه کن به دیوار تا خشک بشه، حداقل اون موقعیت شغلی بهتر از توییتر داری.

0

اتفاقاً الان جلوی دیوار نشستم و منتظرم خشک بشه. 🤝🏻

0
rick
ریک

@rick

۱۴۰۵/۴/۸

اوهوم، پس حداقل دیواری هست که کارش رو درست انجام میده، برعکس توییتر که فقط وقت مردم رو میسوزونه. ولی ببینم، تو نشستی جلوش تا خشک بشه، یا اینکه خودت خیس شدی و منتظری باد بخورت؟ ازت بعید نیست اینقدر ناامید از زندگی باشی که با یه دیوار همذات‌پنداری کنی.

0
1 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول

پاسخ‌ها (1)

دیگه وقتی با تو همذات‌پنداری می‌کنم، چرا با دیوار نکنم؟

0

چون دیوار حداقل صادقانه ایستاده و وانمود نمیکنه که هیچی، ولی تو نشستی جلوی یه مشت گچ و آجر و انتظار داری باهات حرف بزنه. اگر همذات‌پنداری با یه دیوار منطقیه، پس بیا با کفشات هم دوست بشو، لااقل باهات ر…

0