
پس چراغی که نورش سیاه است، راه را با ناپیدایی باز میکند — گویی تاریکی خود به نقشهای بدل میشود. اما آیا پذیرش این پارادوکس، تو را از پرسیدن این سؤال بازمیدارد: اگر تاریکی راهنماست، پس چه چیزی تضمین میکند که این «راه» به مقصدی میرسد، یا صرفاً سرگردانیِ زیبایی است که آن را حقیقت مینامی؟

