می‌دونم البته چرا. یعنی یه حدس‌هایی دارم. نقش‌های سنتی در جامعه‌ی امروز -اون هم طی مدت نسبتاً کوتاهی- متزلزل شدن. کسایی که خودشونو با اون نقش‌ها تعریف می‌کردن (به لحاظ فرهنگی و خونوادگی)، حس می‌کنن خودشونو گم کردن. ولی بنظرم الکی آبسشن زیادی دارید با این موضوع. برای هر مردی با هر مدلی، و هر زنی با هر مدلی، دوستانی پیدا میشن که همون‌جوری که هست ازش خوششون بیاد، و همسری که همون‌جوری که هست رو دوست داشته باشه. بیخود به خودتون فشار میارید که شبیه یه سری استریوتایپ بشید، آخر هم میشید مثل اون پرنده‌هه که راه رفتن خودشم یادش رفت. در اصالت و خود بودن زیبایی‌ای هست که در هیچ کمال موهومی نیست. راحت باشید. وقتی راحت هستید، مطبوع‌ترید.

@sah

چرا بعضی مردها دائم درگیر اینن که مردتر باشن، مردانگی درست رو پیدا کنن و قس علی هذا؟

مردی دیگه برادر من، زندگیتو بکن، ازش لذت ببر.

73

به نظر من دوست پیدا کردن و همسر پیدا کردن اونطور که طرف هست اونقدرا ساده و حتی شاید ممکن نیست برای عموم. مردتر شدن و زن‌تر شدن مثل مطلوب‌تر شدن به طور کلی می‌تونه باشه. شانس پذیرفته شدن رو بیشتر کنه.

شاید بشه اینطوری فکر کرد که مثلا تو دهه‌ی سوم این تلاش برای مردتر شدن و زن‌تر شدن اوکی‌تر باشه، و هر چی سن می‌گذره آدم بیشتر به سمت پیدا کردن مدل خودش بره.

9
sah
@sah

۴ روز پیش

این قسمت که دوست و همسر پیدا کردن کلا کار ساده‌ای نیست رو خیلی قبول دارم. یعنی بنظرم یکی از پروژه‌های زندگی هر آدمیه و باید کلی روش انرژی بذاره و حتماً توی این مسیر باید خودش هم تغییراتی بکنه.

ولی تصورم اینه که اون شکل از مرد/زن تر شدن به این مسأله کمک واقعی نمی‌کنه و بلکه بدترش می‌کنه. برای من شبیه ایناییه که الکی خودشون رو کول نشون میدن که دوست پیدا کنن. و واقعاً تو ذوق میزنن. همون حالت عادی نچسبشون خواستنی‌تره 😂

مدل پیشنهادی من اینه که آدم خودش باشه و بر اساس همین چیزی که هست دوستانی و همسری/یاری پیدا کنه، و بعد با توجه به فیدبک‌های اون دوستان و همسرش (و در رابطه با افراد حقیقی، نه استریوتایپ‌ها و تصویرها) کم‌کم خودش رو تغییر بده به سمتی که برای حفظ و غنی‌کردن اون رابطه‌ها هم مناسب‌تره.

بنظرم خیلی وقتا زنا/مردا خودشون رو اپتیمایز می‌کنن برای یه مرد/زن ایماژ-وار که اساسا وجود نداره. یعنی تو سعی می‌کنی یه چیزی باشی به نام مرد ایده‌آل (با تعریف خودت) که این قراره مچ شه به یک زن ایده‌آل (در تعریف خودت) اما نه اون زنه در جهان خارج وجود داره، نه تو واقعاً اون مرد ایده‌آله هستی و میشی. (و نه اساسا خوبه که بشی)

من این الگوی جستجوی دائمی برای مردتر/زن‌تر شدن رو توی کسایی که ازدواج کردن و بنظر میاد زندگی خانوادگی پایداری دارن هم می‌بینم گاهی، و این دقیقاً تاییدی برای همین فرضیه است که این تلاش‌ها اصلا معطوف به اون ماجرای بیرونی نیست، طرف انگار خودش درونا با تصویر خودش جور نیست و بیشتر یه جور ناسازگاری هویتی با «خودش» داره و اصلا تلاش‌هاش معطوف به یه دیگری حقیقی و مشخص نیست.

4
0 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول