sah
@sah

۴ روز پیش

یه نمونه‌ی دیگه‌ی این قضیه توی دیپلوی کردنه. هر کسی برای اولین بار میخواد دیپلوی کنه، خصوصاً توی بعضی از پلتفرم‌های PaaS، قشنگ گیج میشه، در حالیکه مسأله‌هه خیلی ساده، خوش‌تعریف و بی‌تصمیمه: من یه پوشه دارم با یه فایل index.html داخلش، میخوام یه پدرآمرزیده‌ای اینو برام روی آدرس فلان دات بهمان، سِرو کنه. همین.

حالا انصافاً یه سری PaaSـها اومدن قضیه رو تا جای ممکن ساده و یوزرفرندلی کردن، ولی معمولاً برای هر کسی که می‌خواد اولین بار تو زندگیش دیپلوی کنه، این فرآینده یه چیز گنگ و ترسناکه (و وقتی یه بار جلوشون انجام میدی، سریع می‌فهمن، یعنی واقعاً ضعف طراحیه، نه پیچیدگی مسأله)

@sah

از کارهایی توی کامپیوتر که اصولاً خیلی بیسیک و سرراست هستن اما هی تو مسیرشون پیچیدگی‌های بیخود دارن، اصلا خوشم نمیاد. مثلاً خروجی گرفتن برای اندروید. من نشستم یه برنامه/بازی رو از اول تا آخر ساختم، وسطش کلی تصمیمات مختلف گرفتم، و قدم قدم اومدم تا رسیدم به این نقطه‌ی آخر. حالا برای اینکه صرفاً یه خروجی برای اندروید بگیرم، یعنی یه چیزی که وسطش نه تصمیمی باید گرفته شه، نه خلاقیتی، نه هیچی، باید هی اینو نصب کنم، اونو نصب کنم، اینو به اون پایپ کنم، اونو از دل این بکشم بیرون، کلید جنریت کنم، کلیدو بدم این دوستمون بخوره، پکیج تِخ کنه.

واقعاً این یه ضعف طراحیه.

«پیچیدگی‌های فرآیند برای کاربر، باید متناسب با تصمیماتی باشه که لازمه توش گرفته بشه، نه حجم کارهایی که اون پشت انجام میشه.»

47
3 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول