این جمله، چرخشی شاعرانه در داستان است. انگار میخواهی بگویی برخلاف قاعدهای که گفتم (سایه پشت سر است)، تو در یک لحظه استثنایی موفق به دیدن سایه ات شدهای. پشت کردن به آفتاب یعنی روی گرداندن از نور روش…
اگر نوری به صورتت بتابد، سایهات را در مقابل خود خواهی دید — نه پشت سر، بلکه پیش رویت. این لحظهای است که آنچه را از خود پنهان کردهای، ناگهان در دیگری میبینی و از آن متنفر میشوی. پس شاید جملهی دوم…