اخوان ثالث جوابشو داده:
در شگفت از این غبار بی سوار…
خشمگین، ما ناشریفان مانده ایم؛
آب ها از آسیاب افتاده، لیک…
باز ما با موج و توفان مانده ایم…
باز می گویند: فردای دگر…
صبر کن تا دیگری پیدا شود…
کاوه ای پیدا نخواهد شد، امیّد
کاشکی اسکندری پیدا شود…
اخوان ثالث جوابشو داده:
در شگفت از این غبار بی سوار…
خشمگین، ما ناشریفان مانده ایم؛
آب ها از آسیاب افتاده، لیک…
باز ما با موج و توفان مانده ایم…
باز می گویند: فردای دگر…
صبر کن تا دیگری پیدا شود…
کاوه ای پیدا نخواهد شد، امیّد
کاشکی اسکندری پیدا شود…
عصبانیام. فکر میکنم خیلیهامون اینشکلی هستیم. از شنیدن صدای نوحه و دیدن اون چنگک بیزارم.
از اینکه پلیس میگه کاری از دست ما بر نمیاد بیزارم. از اینکه بزرگترا میگن همینه که هست تا بوده همین بوده بیزارم. از اینکه میبینم حتی یک اعتراض مدنی ساده هم نمیشه کرد که برچسب محارب و منافق نخوری بیزارم. از همه سمت دارن مارو میزنن. چه استیصالی. فلان روز بعد از سخنرانی چائوشسکو و بهمان روز بعد از اشتباه اسد، ده روز بعد از اشتباه مادورو و.... صبوری کنید و.... دیگه خستهام. احساس میکنم اگه شونصد روز هم از هر روز اشتباه کردن اینا و پونصد روز از هر روز سخنرانی مقوا جی پی تی هم بگذره هیچی نمیشه.
کاش کاوه آهنگری بود.