من وقتی بعد ۲۴ ساعت نویسههای خودمو دوباره میخونم...

من وقتی بعد ۲۴ ساعت نویسههای خودمو دوباره میخونم...

تعدادی مرد تنومند پشت در تجمع کردهن و سعی دارن ازش خارج شن، ولی نمیتونن چون تنهشون به هم گیر میکنه و هیچ کدوم نمیتونه از چارچوب بگذره.
این نوشته رو دوباره بخون چون من در مورد مردای تنومند صحبت نمیکنم.
ولی شاید با دوباره خوندن هم متوجه منظورم نشید چون سرنخ کافی وجود نداره. منظورم در واقع اینه که اون مردای تنومند تسکهایی هستن که باید انجام بدم، و گذشتن از در هم به معنای انجام شدن تسکه ولی به این دلیل که مردها (تسکها) خیلی تنومند (تسکهای بزرگ) هستن نمیتونن همهشون با هم از در رد بشن (انجام بشن). حالا سوال این جاست که چرا این مردها (تسکها) یک به یک از در رد نمیشن (انجام نمیشن)؟
این نوشته رو دوباره بخون چون من در مورد تسکها صحبت نمیکنم.
بله درسته. در واقع تسکها مهم نیستن، من در مورد اونا صحبت نمیکنم. در مورد تسکها و در مورد تنومندی و تعدادشون حرف نمیزنم. من در مورد خودم صحبت میکنم. در مورد عدم تواناییام در کنترل تسکها، برنامهریزی و زمانبندی مناسب براشون. من سعی دارم در مورد ضعف ذهنی خودم که نمیتونم هر زمان فقط روی یک کار تمرکز کنم و انجام نشدن یک تسک موجب انسداد بقیه تسکها میشه حرف بزنم.
این نوشته رو دوباره بخون چون من در مورد خودم صحبت نمیکنم.
من در مورد همهی آدمهایی که مشکل مشابه من دارند صحبت میکنم. من این جا نمادی از همهام. چون که اگر موضوع فقط خودم بودم چرا باید زحمت خوندن این متن رو بهتون میدادم؟ من در مورد یک مشکل همهگیر صحبت میکنم. مشکلی که شاید شما که خواننده این متن هستید هم بهش مبتلا باشید. این که اگر یک کار به درستی و به موقع انجام نشد، پس هیچ کار دیگهای هم نباید انجام بشه، از یک خطای شناختی فراگیر سرچشمه میگیره که شاید خیلیها مبتلا بهش باشن.
این نوشته رو دوباره بخون چون من در مورد یک مشکل فراگیر صحبت نمیکنم.
بله درسته. تسکها اینجا نماد هستن. انسدادشون نماد نیست ولی محل انسدادشون که ذهنهاست هم نماد هست. من در مورد یک مشکل فراگیر صحبت نمیکنم. من در واقع دارم دربارهی چند تا مرد تنومند صحبت میکنم که توی یک اتاق گیر کردهن و خیلی تعارفی هستند و نمیتونن تصمیم بگیرن کدومشون اول از در رد بشه. ولی از این مساله غافل هستند که تعارف بیش از اندازهشون داره باعث میشه وقت همهشون تلف بشه. اونها بزودی قراره وارد یک دعوای سهمگین بشن، چون مشخصا تنومند هستن و ادب و تعارف چندان بینشون دووم نداره.
این نوشته رو دیگه نخون چون من در مورد چیز خاصی صحبت نمیکنم.