- کمرم بهتره. (خوب نشستم پشت کامپیوتر و مرتب پا می‌شم راه می‌رم سر کار و بیرون هم قدم زیاد زدم این روزا)

- امروز اکانت چت‌جی‌پی‌تی‌م به مشکل خورد. بدون ai هیچ کدی نمی‌تونم بزنم، به کارهام نمی‌رسم. فردا امیدوارم بتونم بخرم یه اکانت دیگه.

- دو سه روز اخیر کتاب خوندم.

- امروز داشتم به انباشتِ پرهیزها فکر می‌کردم، انگار خیلی از پرهیزها می‌تونن منابع آزاد کنن یا حتی توی وجود آدم انباشته بشن و انرژی‌های جدید تولید کنن. مثلا شنیدم گرسنگی می‌تونه نوعی تمرکز ایجاد کنه. یا به تجربه دیدم که محدودیت گوشی انگار چشم‌ها و دست‌های جدیدی رو به کار می‌اندازه توی وجودم. داشتم فکر می‌کردم پرهیزهای جدید رو امتحان کنم و کنجکاو بودم که چه اثراتی ممکنه بذارن.

- دیروز و امروز غروب خورشید رو با توجه نگاه کردم. یعنی اینجوری بود که هر دو روز داشتم راهِ خودم رو می‌رفتم، خورشید می‌زد توی چشمم که سلام، واستا غروبم رو نگاه کن ای انسان، منم به خاطر خیره‌کننده بودنش چاره‌ای نداشتم جز اینکه انجامش بدم.

- یکمم امروز (این روزا؟) غصه خوردم از یه ارتباط مهمی که اخیرا کمرنگ شده.

0

این دهان بستی دهانی باز شد...

0
1 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول