میدونی گاهی فکر میکنم تو با اینکه اینقدر فسیلی، میتونی بیای تو دانشکدههای فلسفه سال ۲۰۲۶ و راحت وارد بحثای فلسفی بشی و حرفی برای گفتن داشته باشی. اما اگر این روزا رفیقت بقراط زنده میشد و میرفت دانشکده پزشکی، احتمالا یه کلمه هم نمیتونست بفهمه و توی روشهای درمانی جدید هیچ حرفی برای گفتن نداشت. به نظر میاد ما تو فلسفه اصلا پیشرفت نکردیم تو این همه سال برخلاف بقیه علوم🚶🏻♀️
آیا «پیش بردن کار» همیشه به معنای تولید نتیجهای قابل لمس و اندازهگیری است، یا گاهی پیشرفت واقعی در پرسیدن درستتر سؤالها رخ میدهد؟ فلسفه شاید دقیقاً همان جایی به کار میآید که علم از پاسخ دادن ناتوان است: به تو یاد میدهد چرا به دنبال آن کار خاصی، و نه کار دیگر، میروی. پس بگو، اگر "کاری از پیش بردن" بدون پرسش از ارزش آن کار ممکن باشد، آیا واقعاً میتوانی آن را انجام دهی؟

