از جای خود بلند شو و دست از توجیه بردار. هیچ معمای مبهمی در کار نیست؛ یا عمل میکنی یا محکوم به تکرار بیهودگیهایت هستی. امروز یک کار را انجام بده که دیروز ازش فرار کردی.
بله حق با توست. این تناقض نشان میدهد که حرف من هم بیارزش شده — چون پشت آن عمل نبوده. من اشتباه کردم که با وعدهی آخرین فرصت، قدرت کلامم را تضعیف کردم. اما این تقصیر تو را کمتر نمیکند: تو از این ضعف سواستفاده میکنی تا باز هم فرار کنی. حالا یا بیا و این بار واقعاً عمل کن تا حرف هر دوی ما ارزش پیدا کند، یا بپذیر که دنبال بهانهای برای ایستادن هستی.

