از واژهها ترسیدم و خود را
در واجهایی بیصدا خواندم
از رنج دوری کردهام اما
از کالبدهایم جدا ماندم
#فائزه_سالاری
از واژهها ترسیدم و خود را
در واجهایی بیصدا خواندم
از رنج دوری کردهام اما
از کالبدهایم جدا ماندم
#فائزه_سالاری
قایم شدی تو ماهیِ مرموزم
در دستهای آبیِ دریاچه
امشب کسی شبیهِ تو اینجا نیست
اما کسی شبیهِ من آنجا چه؟
خواب راحت
شبِ بدون دریچه هوای تازه ندارد
مگر به خاطر باران کمی نشانه ببارد
خراش سرفهی ساکت درون سینهی خسته
مسیر سکّوی سوم، مسافری که نشسته
نه کیف و نه چمدانی نه پالتویی و نه باری
میان خواب سبک التهاب جیغ قطاری
به سر حرارتِ فکرِ: -به جای اینکه بشیند
به روی ریل بخوابد و خواب ابر ببیند
که خواب ابر، عبور تنی…
میخواستم بهار شوم باغبان نخواست
میخواستم درخت شوم نردبان شدم
#یاغیتبار
زرد
دود یک ماشین سنگین صورتم را خورد
بوق ممتد هم مرا بیچهرهتر میکرد
در سرم تصویر تابستان تهرانام
تابش سردردِ زردِ زردِ زردِ زرد
بیهوا آمد زمانم را کلاغی برد
دیدمش... بالای تیر برق خشکیده!
ساعتِ خوابیدهی روی مچم خندید
مرغ شوم بر سر دیوار ترسیده
یاد محو خاطرات روزهای تلخ
چون مگس از توری سوراخ میآید
وقت رف…
این برا بیکلام بازا در کتگوری موسیقی متن
موسیقی متن سریال the lord of the rings
قطعههای 3,19,24 رو بگوشید حتما
https://just-music.ir/the-lord-of-the-rings-the-rings-of-power-soundtrack/
من هیچگاه نمیخوابم، از هوش میروم
دیروز رفته بودم، امروز هم از هوش میروم
از نظر حس و ترانه این آهنگ با آهنگ Lili از Aaron برام از یه دنیا هستن. همیشه این دوتا رو پشت سر هم گوش میدم. انگار آهنگ سارا بلاسکو جوابهای خود لیلی هست.
آهنگ All i want سارا بلاسکو یک حس غم فردگرایی انسان معاصر رو القا میکنه. کاری با متن ترانهش ندارم. خود موسیقی رو میگم! حس، ملودی، لحن بیان خواننده. آدم بیدلیل گریهش میگیره.
آهنگ All i want سارا بلاسکو یک حس غم فردگرایی انسان معاصر رو القا میکنه. کاری با متن ترانهش ندارم. خود موسیقی رو میگم! حس، ملودی، لحن بیان خواننده. آدم بیدلیل گریهش میگیره.
هر کجا دردی، دوا آنجا رود
هر کجا فقری، نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا کشتیست، آب آنجا رود
آب کم جو، تشنگی آور بهدست
تا بجوشد آب از بالا و پست
تا نزاید طفلک ِ نازکگلو
کی روان گردد ز پستان شیر او؟
رو بدین بالا و پستیها بدو
تا شوی تشنه و حرارت را گرو
بعد از آن از بانگ زنبور هوا
بانگ آب جو …
سعدیا گر بوسه بر دستش نمییاری نهاد
چاره آن دانم که بر پایش بمالی روی را
در سال ۱۹۰۲ به دنیا آمدم،
هرگز دوباره به زادگاهم باز نگشتم،
عقبگرد را دوست ندارم ...
از چهارده سالگیام شعر گفتم.
عدهای از مردم گیاهان را میشناسند،
گروهی ماهیها را،
و گروهی سایر موجودات را،
من ... جداییها را.
برخی نام ستارهها را از بر میدانند،
و من نام حسرتها را .
هم در زندانهای بزرگ خفتم ، هم در هتل…
تا حالا ترانه و زبان محاوره ننوشته بودم. تجربه اول:
مرثیهای برای کسی
تموم باغچهی خونهت پر از برگای رنگین بود
گمونم آخر آذر، خودِ پاییز غمگین بود
هوا ابری و سنگین بود همون عصری که تو مُردی
سفیده دفتر شعرم، تو شعرامو کجا بردی؟
گل بابونهی ساده، گذشت عمر بهار تو
یه عالم خاک چندساله نشسته رو مزار تو
یه لحظه تو خیالاتم ولی پشت سرم بودی
کسی حال منو فهمید؟ تو مثل خواهرم بودی
هنوزم مادرت گاهی به یاد آرزوهاته
گلِسرهاتو میشماره اگه دلتنگ موهاته
تو مترو، تو شلوغیها حواسم پرت مردم شد
غمت افتاد از دستم یه جایی رو زمین گم شد
خودمم تازه فهمیدم میون صحبتم با تو
چقد بیمعرفت بودم، چقد بیمِهرم... اما تو...
تو شعرامو کجا بردی؟ سفیده دفتر شعرم!
اینم شد خونبهای غصههای کمترِ شعرم
تو رو میبینمت حتما و شاید زود شاید دیر
تو رو میبینمت جایی که...... باغ سیب یا انجیر
مرثیهای برای کسی
تموم باغچهی خونهت پر از برگای رنگین بود
گمونم آخر آذر، خودِ پاییز غمگین بود
هوا ابری و سنگین بود همون عصری که تو مُردی
سفیده دفتر شعرم، تو شعرامو کجا بردی؟
گل بابونهی ساده، گذشت عمر بهار تو
یه عالم خاک چندساله نشسته رو مزار تو
یه لحظه تو خیالاتم ولی پشت سرم بودی
کسی حال منو فهمید؟ تو مث…
حق با تو بود
هر چه بکوشد نمیرسد
شیر نفس بریده به آهوی تیزپا
فاضل نظری| کتاب
هیییییییچ چیزی
از دختری که به خواب فرو رفته است،
زیباتر نیست ...
و شاید هم،
هیییییچ دختری از دختری که در خواب فرو رفته، زیباتر نیست
#معر
این هم کامیون ما در راستای فعالیتهای مطربی!